محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

210

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

شجاعان خاندان عرب و سران قبائل در آنها از يكديگر پيشى مىگرفتند ، يعنى اخلاق پسنديده ، بردبارى به هنگام خشم فراوان و كردار و رفتار زيبا و درست و خصلت‌هاى نيكو ؛ پس تعصّب ورزيد در حمايت كردن از پناهندگان و همسايگان وفادارى به عهد و پيمان ، اطاعت كردن از نيكىها ، سرپيچى از تكبّر و خودپسندىها ، تلاش در جود و بخشش ، خوددارى از ستمكارى ، بزرگ شمردن خونريزى ، انصاف داشتن با مردم ، فروخوردن خشم و پرهيز از فساد در زمين ، تا رستگار شويد . از كيفرهايى كه بر اثر كردار بد و كارهاى ناپسند بر امّت‌هاى پيشين فرود آمد خود را حفظ كنيد ، و حالات گذشتگان را در خوبىها و سختىها به ياد آوريد و بترسيد كه همانند آنها باشيد . واژه‌شناسى التّساور : درگيرى و زدوخورد . لا تكدي : از جنگ بازنمىدارد . لا تشوي : ضرباتش به خطا نمىرود . الطّمر : پيراهن مندرس . الخشوع : فروتنى دل كه در اينجا كنايه از خوارى و ذلت است . الخيلاء : كبر و غرور . النواجم : جمع « النجم » ، به هر چيزى مانند ستاره گفته مىشود كه رخ مىنمايد و ظاهر مىشود . القدع : بازداشتن . تليط : مىچسبد .